ارامش نسبی قبل از طوفان احتمالی نزدیک و الوقوع
سلام بعد از مدت ها
از زمانی که کل کشورم در تکاپوعه و اتفاقاتی که فکر میکردم تنها برای دورانی که من نبودم اتفاق افتاد دیگه قرار نیست این چبزا رو من ببینم یا حداقل الان ببینم
الانی که تو اوج جوونیمم تو استانه21ساله شدن
راستش اگر این تاثیراتی که از این اتفاقات میگیرم کمتر بودن که خب نشدنیه و تنها راهش اینه اخبار رو دنبال نکنم و مثل یک کر و کور زندگی کنم تا ببینم چی پیش میاد
از اون طرفم نمیخوام از اخبار به دور بمونم و بدونم کی تو این اوضاع داره به نفعمون پیش میره کی بر علیهمون
ولی راستش بازم نمیدونم کار درست الان چیه
خوندن درسایی که معلوم نیست بتونم لیسانسشو بگیرم؟
یا روضه قبل غزا گرفتنم
نمیدونم ولی چیزی که نیاز داشتم خواب و استراحت بود
بدنم بعد ی تنش سختی که این مدت به خودش داد نیاز داشت بتونه بخوابه و استراحت کنه تا بفهمه باید چیکار کنه
وسط همه این داستانا
اقای سین
راستش ورود اقای سین به زندگیم یهویی نبود ما ققط رابطه ای که داشتیمو بهش جهت دادیم
ولی الان
با این اوضاع
اینطوری ام که
اگر نشه چی
اگر اوضاع جوری پیش بره که همه چی عوض بشه چی
اونوقت من و اقای سین چی؟
میتونیم باهم ادامه بدیم؟
میتونیم بهم برسیم؟
چند شب پیش فهمیدم من چرا از چدی شدن رابطم میترسیدم
من از مسئولیته اینکه یکی مشکلاتشو باهام درمیون بذاره و تو این مشکلات کنارش باشم میترسیدم
بخاطر همینم دوست نداشتم خودمم مشکلاتمو باهاش درمیون بذارم و ترجیح میدادم خودم جلش کنم
هنوزم طرز فکرم همونه ها ولی
میخوام راجب این قضیه کمی بی پروا تر عمل کنم البته با سیاست دوس ندارم همه چیو باهاش درمیون بذارم به هرجال اون ی غریبس منم برای خانواده اون غریبم و یچوریه بخوای اصرار خانوادگیتو بهش بگی
ولی راجب مشکلات خودم و کاری باهاش بدون فکر درمیون میذارم میدونم میتونه تو این زمینه کمکم کنه و فکر بدی هم براش پیش نیاد
واقعا دوس داره من پیشرفت کنم و کمکمم میکنه تو این زمینه
حالا من به دلایلی این مدت خواستم کمی فعالیت نکنم و استراحت کنم ولی میخوام دوباره برگردم به کار و کارایی ک دوس دارم رو با هدف جاو ببرم البته که با این اوضاع پیش اومده ادم نمیدونه ی ساعت بعدش جتی چطور پیش میره چه برسه ایندش
واقعا حرف از اینده زدن کمی خنده داره
خدایا توکل به خودت
راستش هنوز از دلبستن زیاد به اقای سین میترسم ازخودم میترسم که نکنه دوباره از ی نفر تو ذهنم خدا بسازم و بعدش اون بوم
همه چیو خراب کنه
ولی باید در نظر داشته باشم همه چی از همه ادمی ممکنه اتفاق بیوفته و اینا همه بستگی به شرایط داره
ممکنه من و اقای سین هم که الان انقد فکر میکنیم تفاهم داریم و میتونیم با همه چی کنار بیایم
باهم به مشکل بخوریم و فکر کنیم بهتره این رابطه با هر وضعیت و پیشینه ای که هست تموم بشه تا ادامه پیدا کنه پس همیشه ی راه برگشت باید گذاشت
مهندس.