چی شد چی نشد
همین الان بگم از خواب بیدار شدم
خواب دیدم کامپیوتر شاهرود قبول شدم خیلی ناناعت بودم
بعدش دیگه دو روز پیش رفتیم با مامانم ارایشگاه و مامانم موهاشو رنگ کرد ابروهاشو درست کرد
منم با خواهرام رفتیم چندجایی قیمت پرسیدیم هم قیمت ها خیلی بالا بود و هم خیلی داغون درست کرده بود
اصن منکه حالم بد شد دیدم
وای هیچوقت از این منظر بهش نگاه نکرده بودم که اون همه وسیله رو به سر و صورت خیلیا میزنه بعد میزنه به من اه
به زهرا دوستم گفتم گفت میاد درستم میکنه خیالم راحت شد
بعدش دیگه لباسمم هنوز اماده نشده
کفش خریدم کرم رنگه روشم نگین داره
دیروزم بالاخره پریود شدم خداروشکر انقد حالم بهتر شده که نگم
حال روحیم خیلی بهتره
حالا جسمی یکمی داغونم که هیچی نمیشه
دیگه با شری دیروز حرف زدیم
بعد جونم براتون بگه بیشتر فکر کردم به این نتیجه رسیدم حتی اگر راهی جز ازاد برام نموند چیزیو از دست ندادم
میرم کامپیوتر رو میخونم خونه هم هستم راحت کلی مهارت یاد میگیرم پروژه میگیرم برای ارشد ایشالله جای خوب میرم این نهایت اتفاقیه که میتونه بیوفته
برای عروسی چهارشنبه میخوام برم ارایشگاه برای اصلاح و اینا
دیگه نمیدونم چی بگم
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۶/۲۶ ساعت 10:7
توسط دختر اقا ممد
|